به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از فاکس نیوز، ماجرا از آنجا آغاز میشود که کوین کاستنر، در دوران اوج شهرت و درخشش خود، به دلیلی نامعلوم از بیرون آمدن از تریلر شخصیاش در لوکیشن سر باز میزند و کل گروه فیلمبرداری را معطل خود میکند. اسکات با یادآوری این خاطره، بر این نکته تأکید میکند که پدرش (کلینت ایستوود) که همزمان کارگردانی و بازی در این پروژه را بر عهده داشت، در تمام دوران کاریاش هرگز صدایش را روی کسی بلند نکرده است؛ اما در برابر این بیانضباطی، واکنشی قاطع و برقآسا نشان داد.
کلینت ایستوود بدون لحظهای تعلل و با خونسردیِ تمام دستور داد: «بسیار خب، پس او را به خانه بفرستید!»—این در حالی بود که کاستنر طبق برنامهریزی باید در سکانس همان روز جلوی دوربین میرفت. وقتی عوامل تولید این خبر غیرمنتظره را به کاستنر رساندند و او با تعجب پرسید: «چطور ممکن است؟ من در این سکانس بازی دارم!»، پاسخ قاطعانه شنید: «فکر میکنم دیگر نه، کلینت همهچیز را تغییر داد.»
این تصمیم قاطع نتیجهای فوری در پی داشت؛ چرا که به گفتهی اسکات، کاستنر روز بعد رأس ساعت در سر صحنه حاضر بود و آمادهی کار شد. این روایت جذاب، بار دیگر ثابت میکند که در قلمرو کلینت ایستوود، قانون، نظم و احترام به کار حرفهای حرف اول را میزند و هیچکس فراتر از قاعده و انضباط پشت صحنه نیست.
در فیلم «دنیای عالی»، کاستنر نقش یک زندانی فراری را بازی میکند که پسربچهای را میدزدد، در حالی که کلینت نقش یک رنجر تگزاس را بر عهده دارد که به دنبال کاستنر و آن کودک است.
اسکات پیشتر نیز درباره تأثیر بزرگ شدن با پدری مشهور بر اخلاق کاری و نحوه رفتار خودش در محیط کار صحبت کرده و یادآور شده است که در دوران کودکی «رفتارهایی را در این صنعت دیده که واقعاً تکاندهنده بودهاند».